
به گزارش رسانک، امروز شنبه ۱ فروردین ماه ۱۴۰۵، در بیستمین روز از آغاز حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی ایران، مناطق ساحلی چابهار و کنارک به یکی از کانونهای اصلی و روزمره این حملات تبدیل شدهاند؛ حملاتی که بنا بر اطلاعات دریافتی، با تمرکز بر اهداف نظامی و در عین حال همراه با تغییرات قابل توجه در رفتار نیروهای نظامی و واکنش اجتماعی مردم محلی بوده است.
بر اساس گزارشهای میدانی، این حملات با دقت بالا و تمرکز مشخص بر زیرساختهای سختافزاری از جمله سامانههای راداری و پدافندی، زاغههای مهمات و مراکز لجستیکی انجام شده و در بسیاری موارد بدون آسیب جدی به مناطق مسکونی اطراف صورت گرفته است. این در حالی است که برخی از این مراکز در نزدیکی بافتهای شهری قرار دارند، اما تا کنون گزارشی از تلفات گسترده غیرنظامیان منتشر نشده و اهداف عمدتاً بهصورت مستقیم بخشهای نظامی را هدف قرار دادهاند.
در همین حال، منابع رسانک از تغییر محسوس در آرایش نیروهای نظامی و امنیتی خبر میدهند. به گفته این منابع، با افزایش شدت حملات، بخشی از نیروها پایگاههای خود را ترک کرده و به داخل شهر پناه آوردهاند. هتلهایی از جمله «گراناز» به محل استقرار این نیروها تبدیل شده و برای جلوگیری از شناسایی توسط پهپادها، در ساعات شب تمامی چراغهای این مراکز خاموش میشود. همچنین گزارشهایی به دست آمده که نشان میدهد برخی از نیروهای نظامی و امنیتی با پوشیدن لباسهایی مانند پاکبان، پارکبان و کارگران خدمات شهری، در سطح شهر پراکنده شدهاند؛ اقدامی که هم با هدف در امان ماندن از حملات و هم برای کنترل نامحسوس فضای شهری انجام میشود.
از سوی دیگر، واکنش شهروندان در چابهار و کنارک یکی از متفاوتترین ابعاد این تحولات عنوان شده است. برخلاف الگوهای رایج در مناطق جنگی، گزارشها حاکی از آن است که بسیاری از مردم با شنیدن صدای جنگندهها به جای پناه گرفتن، به خیابانها و پشتبامها آمده و تحولات را دنبال میکنند. به گفته منابع رسانک، این رفتار را باید در بستر سالها نارضایتی عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در منطقه تحلیل کرد؛ جایی که فقر، تبعیضهای مذهبی و قومیتی و فشارهای امنیتی گسترده، شکاف میان مردم و حاکمیت را به سطحی بیسابقه رسانده است.
منابع رسانک تأکید میکنند که برای بخشی از جامعه بومی، هدف قرار گرفتن مراکز نظامی نه بهعنوان یک تهدید ملی، بلکه بهمثابه تضعیف ساختارهایی تلقی میشود که سالها بهعنوان ابزار سرکوب در این منطقه عمل کردهاند.
این تحولات در حالی ادامه دارد که سواحل بلوچستان در منطقه مکران اکنون به صحنهای از یک تقابل دوگانه تبدیل شده است؛ از یک سو نیروهای نظامی که برای بقا به استتار در بافت شهری و استفاده از پوششهای غیرنظامی روی آوردهاند، و از سوی دیگر مردمی که در میان صدای انفجار و پرواز جنگندهها، به دنبال نشانههایی از تغییر هستند. این وضعیت بهروشنی نشاندهنده عمق شکاف میان دولت و ملت در بلوچستان است؛ شکافی که در شرایط جنگی کنونی، بیش از هر زمان دیگری نمایان شده و میتواند در کنار تحرکات مناطق دیگری چون کردستان، به عاملی تعیینکننده در تضعیف و تسریع فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی تبدیل شود.
Be the first to comment