در حالی که بندر چابهار سالهاست به عنوان یکی از مهمترین پروژههای اقتصادی و ترانزیتی ایران معرفی میشود، مردم بلوچستان همچنان در جادههایی رفتوآمد میکنند که بسیاری از آنها حتی از ابتداییترین استانداردهای ایمنی برخوردار نیستند. محورهای ارتباطی این منطقه، بهویژه جاده نیکشهر ـ چابهار، امروز برای بسیاری از رانندگان و خانوادههای بلوچ بیشتر از آنکه مسیر توسعه باشند، به «شریانهای مرگ» شباهت دارند.
از زاهدان تا چابهار، بیشتر جادهها تکبانده، فرسوده و ناایمن هستند اما وضعیت محور نیکشهر ـ چابهار بهمراتب بحرانیتر توصیف میشود. عرض کم جاده در بسیاری از نقاط فقط امکان عبور دو خودرو از روبهرو را فراهم میکند و عملاً امکان سبقت ایمن وجود ندارد. از سوی دیگر، بخش بزرگی از مسیر فاقد شانه یا حاشیه امن استاندارد است و اختلاف ارتفاع آسفالت با کناره جاده در برخی نقاط به ۱۰ تا ۱۷ سانتیمتر میرسد؛ وضعیتی که کوچکترین خطای راننده را به حادثهای مرگبار تبدیل میکند.
کیفیت پایین آسفالت نیز به این مشکلات افزوده است. رانندگان محلی میگویند در بعضی نقاط، فرسودگی جاده به حدی است که رانندگی بیشتر شبیه حرکت در مسیر خاکی است تا یکی از مهمترین محورهای ترانزیتی کشور. فشار سنگین ترانزیت بر جادهای فرسوده اهمیت این جاده زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم محور نیکشهر ـ چابهار بخشی از مسیر ترانزیتی مهم کشور و دروازه ارتباطی بندر چابهار با دیگر نقاط ایران است. پس از تحولات نظامی اخیر و محدود شدن بخشی از فعالیت بنادر دیگر ایران، حجم قابل توجهی از جابهجایی کالا به چابهار منتقل شد؛ مسئلهای که فشار سنگینی بر جادههای فرسوده بلوچستان وارد کرده است.
طبق یک بررسی میدانی، تنها در یک ساعت، ۱۱۹ خودروی سنگین و ۳۱۰ خودروی سبک از مسیر نیکشهر ـ چابهار عبور کردهاند. وقتی چنین آماری فقط مربوط به یک ساعت است، میتوان تصور کرد این جاده در طول شبانهروز چه حجم عظیمی از بار و ترافیک را تحمل میکند؛ جادهای که اساساً برای چنین فشاری ساخته نشده است. به گفته ساکنان منطقه، طی ماههای اخیر دهها نفر در تصادفات این محور جان خود را از دست دادهاند؛ حوادثی که بسیاری از مردم آنها را نتیجه مستقیم بیتوجهی به زیرساختهای بلوچستان میدانند.
سوختبری و بارکشی؛ معیشت در دل خطر
در کنار کامیونهای سنگین ترانزیتی، سوختبران و بارکشها نیز بخش مهمی از تردد این مسیر را تشکیل میدهند. برای بسیاری از جوانان منطقه، این مشاغل نه انتخاب، بلکه نتیجه فقر تحمیلی از سوی حاکمیت، بیکاری و نبود فرصت شغلی پایدار است. برخلاف برخی تصورات، بار بسیاری از بارکشهای محلی کالاهای عادی و مصرفی است که از بندر چابهار به شهرهای دیگر بلوچستان منتقل میشود. اما فشارهای امنیتی، ترس از توقیف خودرو و تعقیب و گریزها باعث شده بسیاری از این رانندگان با سرعت بالا و در شرایط خطرناک رانندگی کنند؛ موضوعی که امنیت جاده را برای همه مردم کاهش داده است.
در همین حال، گزارشهای متعددی از سوی مردم منطقه درباره دریافت مبالغ غیرقانونی و فشار برخی نیروهای امنیتی بر سوختبران و بارکشها مطرح میشود. این در حالی است که به گفته مردم، تانکرهای بزرگ سوخت و خودروهای وابسته به نهادهای حکومتی و سپاه پاسداران بهراحتی در همین مسیرها تردد میکنند و حجم بالایی از کالا و سوخت را جابهجا میکنند، بدون آنکه با محدودیتها و فشارهای مشابه روبهرو شوند.
برای بسیاری از مردم بلوچ، مسئله فقط یک جاده ناایمن نیست؛ بلکه نمادی از تبعیض و توسعه نابرابر است. آنها میگویند با وجود گذشت نزدیک به پنج دهه از عمر جمهوری اسلامی ایران و با وجود اهمیت استراتژیک چابهار، هنوز حتی یک جاده دوبانده و استاندارد در بسیاری از محورهای اصلی بلوچستان ساخته نشده است. در حالی که سود ترانزیت، تجارت و انتقال کالا نصیب ساختارهای کلان اقتصادی و حکومتی میشود، سهم مردم بومی بیشتر تصادف، ناامنی جادهای و اشتغال در مشاغل سخت، کمدرآمدی و پرخطری مانند سوختبری، بارکشی و حمالی بوده است.
Be the first to comment