گزارشی کوتاه از اوضاع جامعه در بلوچستان پس از حدود ۴۰ روز جنگ و اعلام آتش‌بس موقت

به گزارش رسانک، امروز جمعه ۲۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، در حالی که ۴۲ روز از آغاز درگیری‌های نظامی میان ایالات متحده و اسرائیل با جمهوری اسلامی می‌گذرد، اعلام آتش‌بس موقت دو هفته‌ای در روز سی‌و‌نهم، نه تنها از التهاب جامعه نکاسته، بلکه موج جدیدی از ابهام و پرسش‌های بنیادین را در میان مردم ایجاد کرده است. گزارش‌های میدانی از استان سیستان و بلوچستان، به عنوان یکی از مناطق استراتژیک و در عین حال محروم‌مانده، تصویر روشنی از شکاف عمیق میان ملت و حاکمیت را ترسیم می‌کند.

جنگ رسانه‌ای و بحران اعتماد:
با قطع گسترده اینترنت بین‌الملل در طول دوران جنگ، مرجعیت خبری مردم به طور کامل به سمت شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان خارج از کشور چرخش پیدا کرده است. در شهرهای بلوچستان، پیگیری اخبار از شبکه‌هایی نظیر ایران اینترنشنال، صدای آمریکا، بی بی سی و کلمه به یک امر روزمره تبدیل شده است؛ تا جایی که قطع کوتاه‌مدت این شبکه‌ها در آغاز درگیری‌ها، موجی از نگرانی و تکاپو برای تنظیم مجدد گیرنده‌ها را به همراه داشت.

نکته قابل توجه، بی‌اعتمادی مطلق به رسانه‌های دولتی است. این ریزش مخاطب حتی در میان بدنه کارمندی و برخی نیروهای نظامی نیز مشهود است؛ واقعیتی که حکومت را ناچار کرده برای رساندن پیام‌های خود به سیستم پیامک انبوه از طریق تلفنهای همراه متوسل شود. در این میان، شبکه‌هایی مانند بی‌بی‌سی فارسی نیز با نگاهی تردیدآمیز نگریسته می‌شوند و بخشی از جامعه آن‌ها را به نزدیکی به مواضع حاکمیت متهم می‌کنند.

اقتصاد جنگ‌زده و استراتژی بقا:
فقر و بیکاری ساختاری که سال‌هاست بر بلوچستان سایه افکنده، در دوران جنگ به شکلی مضاعف سفره‌های مردم را کوچک‌تر کرده است. این فشار اقتصادی، نوعی «اندیشیدن لحظه‌ای» را بر جامعه تحمیل کرده است. حاکمیت با سوءاستفاده از همین تنگنای معیشتی، همواره سعی کرده در بزنگاه‌هایی مانند انتخابات، با وعده‌های اقتصادی کوتاه‌مدت مردم را به پای صندوق‌ها بکشاند؛ هرچند که در باطن، نارضایتی از کل ساختار سیاسی به قوت خود باقی است.

دیدگاه مردم نسبت به اپوزیسیون:
در مورد جایگزین‌های احتمالی و چهره‌های اپوزیسیون، نگاه‌ها در بلوچستان یکدست نیست. اگرچه رسانه‌های ماهواره‌ای نقش پررنگی در معرفی «رضا پهلوی» داشته‌اند، اما او در این منطقه با مخالفان سرسختی نیز روبروست. به نظر می‌رسد جامعه در بلوچستان بیش از آنکه به دنبال یک فرد یا سیستم پادشاهی صرف باشد، در جستجوی تغییری است که هویت و حقوق آن‌ها را به رسمیت بشناسد.

آتش‌بس یا سازش؟ ترس از بازگشت به “وضع قبلی”:
برخلاف تصورات معمول، اعلام آتش‌بس لزوماً با خوشحالی عمومی همراه نبوده است. بخش قابل توجهی از مردم، از این نگرانند که این توقف جنگ به معنای سازش غرب با جمهوری اسلامی ایران باشد؛ توافقی که می‌تواند منجر به بقای حاکمیت و بدتر شدن وضعیت آزادی‌های اجتماعی و معیشتی شود. در نگاه این گروه، هرگونه عقب‌نشینی بین‌المللی در برابر حکومتی که آن را دشمن اصلی خود می‌دانند، به مثابه نادیده گرفتن رنج‌های مردم ایران است.

نتیجتا آنچه در بطن جامعه بلوچستان به وضوح دیده می‌شود، نه لزوماً عشق به جنگ، بلکه استیصال از وضعیت فعلی است. واکنش‌های مثبت مردمی به حذف فیزیکی مهره‌های حکومتی و نظامی، نشان‌دهنده عمق کینه‌ای است که از نهادهای سرکوب‌گر، به ویژه سپاه پاسداران، در دل دارند. مردم در وضعیتی میان گیجی و انتظار به سر می‌برند؛ آن‌ها خواهان پایان یافتن این چرخه هستند، اما نه به قیمت بقای ساختاری که مسبب اصلی ویرانی‌های اقتصادی و اجتماعی آن‌هاست. برای اکثریت، هر اتفاقی که منجر به تضعیف «دشمن داخلی» شود، بارقه‌ای از امید تلقی می‌گردد.

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*