✍ مراد بلوچ
یکی از نخنماترین و در عین حال شنیعترین ترفندهای جمهوری اسلامی ایران در استان سیستان و بلوچستان، ساختن و بهکارگیری مخبر است. رژیم با سوءاستفاده از فقر و بیکاری و با فریب برخی افراد ضعیفالنفس، آنان را با وعده اندکی پول یا اعتباری پوشالی به مزدورانی حقیر بدل میسازد؛ مزدورانی که در ازای خیانت به خون و خاک خویش، به خبرچینی علیه مردم خود تن میدهند.
در قاموس جمهوری اسلامی، مخبر چیزی جز یک ابزار بیارزش نیست؛ دستمالی مصرفی که پس از آلوده شدن، بیدرنگ به زبالهدان انداخته میشود. اما رسوایی اصلی آنجاست که مخبر با پای خود به میدان خفت میرود، برای اثبات وفاداری به رژیم، در خبرسازی و آدمفروشی با دیگران رقابت میکند و گمان میبرد این خیانت سرمایهای برای بقاست؛ غافل از آنکه تاریخ مصرفش کوتاه است. یا به دست خود حکومت خاموش میشود یا با افشای هویت، به ننگی ابدی در حافظه مردم بدل میگردد.
در باور و فرهنگ بلوچستان، هیچ جایگاهی پستتر از مخبر نیست. او خائن به برادر، به سرزمین و به ایمان خویش است. از همین رو، مردم بارها خیانتکاران را با شدیدترین طعن و سرزنش نکوهش کردهاند و روشن ساختهاند که خیانت به مردم، جز لعنت تاریخ و مرگ غیرشرافتمندانه در انزوا، فرجامی ندارد. مخبر نه تنها چشم کور رژیم است، بلکه آینه تمامنمای سقوط اخلاقی این افراد سستعنصر است؛ بیگمان آنها نماد خیانتی هستند که هیچ سرانجامی جز رسوایی و نابودی ندارند.
Be the first to comment