
✍ مراد بلوچ
در ایران، روز خبرنگار نه روزی برای بزرگداشت آزادی بیان است و نه فرصتی برای قدردانی از تلاشهای بیوقفه اهالی رسانه؛ بلکه یادآور زخمهای عمیق سانسور، زندان و فشار بر قلمهایی است که حقیقت را روایت میکنند.
تنها در شش ماه نخست سال جاری، بیش از نود خبرنگار در ایران بازداشت شدهاند. دهها تن اکنون در زندان به سر میبرند، بسیاری با وثیقههای سنگین موقتاً آزاد شدهاند و شمار زیادی نیز از کار خود اخراج شدهاند. در جمهوری اسلامی، خبرنگار موظف است نه آنچه را که جامعه تجربه میکند و حقیقت دارد، بلکه آنچه را که حکومت میخواهد، بنویسد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، آشکارا خبرنگاران را به «جنگ روایتها» فراخوانده است؛ جنگی که معنای واقعی آن چیزی جز وارونه جلوه دادن حقایق، سانسور سازمانیافته و تولید روایتهای ساختگی برای تحریف افکار عمومی نیست.
با این حال، تاریخ خبرنگاری در ایران چهرههایی را در حافظه خود ثبت کرده که بهای گفتن حقیقت را با جانشان پرداختهاند. نام «یعقوب مهرنهاد»، نخستین وبلاگنویس بلوچ، همچون مشعلی فروزان در این تاریکی میدرخشد؛ جوانی که تنها به جرم بازتاب درد مردم و بیان واقعیتها، در دادگاههای جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شد و ناجوانمردانه جان باخت. او نماد شجاعتی است که حتی در برابر مرگ نیز سر خم نکرد. یاد او امروز نهتنها برای بلوچها، بلکه برای همه آزادیخواهان ایران، زنگ بیداری و مقاومت است.
در چنین فضایی، معیار «خبرنگار خوب» در نگاه حاکمیت نه جستجوگر حقیقت، بلکه مجری اوامر سانسور است؛ کسی که بتواند سیاه را سفید و دروغ را حقیقت جلوه دهد. اتهاماتی چون نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، افشای اطلاعات محرمانه و حتی جاسوسی، ابزار همیشگی حکومت برای خاموش کردن صدای خبرنگاران بوده است.
این فشارها محدود به داخل کشور نیست؛ بسیاری از خبرنگاران و مجریان رسانههای آزاد در خارج از ایران نیز صرفاً به دلیل گفتن حقیقت، با تهدیدهای امنیتی و حتی جانی مواجهاند.
روز خبرنگار در ایران، روزی است که باید نه با گل و تبریک، بلکه با یادآوری دهها قلم شکسته، دهها چشم نگران پشت میلهها و دهها صدای خاموششده گرامی داشت؛ روزی که بیش از هر زمان، معنای واقعی خبرنگاری را یادآوری میکند: ایستادن در برابر دروغ، حتی به بهای آزادی و جان.
Be the first to comment