سکوت نمایندگان بلوچ در برابر پروژه حذف معیشت؛ سوخت، اختلاس و خشم مردم

✍ هدادات بلوچ

در شامگاه جمعه ۱۳ تیرماه ۱۴۰۴، در منطقه مرزی روتک میرجاوه، گروهی از مردم بلوچ در اعتراض به طرح انحصاری‌سازی تجارت سوخت، یکی از مخازن سوخت دولتی را به آتش کشیدند. این اقدام واکنشی بود به طرحی که تحت عنوان «ساماندهی سوخت»، عملاً معیشت بیش از ۳۰ هزار سوختبر بلوچ را نابود خواهد کرد. طرحی که نه برای مردم، بلکه در خدمت شبکه‌ای از نهادهای حکومتی و امنیتی است که از طریق آن، تجارت سوخت را به انحصار خود درمی‌آورند.

مردم خشمگین می‌پرسند چرا نمایندگان حوزه‌های خاش، سراوان، و میرجاوه در برابر این ظلم مطلق و برنامه‌ریزی‌شده، سکوت کرده‌اند؟ آیا اینان نه با وعده دفاع از مردمشان به مجلس فرستاده شده‌اند؟ واقعیت تلخ آن است که این نمایندگان ناتوان، مستأصل و بی‌اثر، دیگر حتی برای دزدان حکومتی نیز ارزشی ندارند، زیرا سهمی از اختلاس‌ها نصیبشان نمی‌شود. بنابراین ترجیح می‌دهند با وقاری پوشالی، چون کبک سر در برف کنند و خود را به بی‌اطلاعی بزنند.

نمونه‌ای آشکار از این روند، حسینعلی شهریاری، نماینده زاهدان است که به‌جای اعتراض به فساد هزاران میلیاردی محمد کرمی، استاندار پیشین و جنایت‌پیشه، مبلغی حدود ۴۰ میلیارد تومان تحت عنوان «کمک به کلینیک چشم‌پزشکی‌اش» دریافت کرد و در ازای آن، چشم بر غارت و خون‌ریزی بست. او به‌جای دفاع از حق مردم، به شریک سکوت در جنایت و چپاول بدل شد.

در سوی دیگر، مسئولان دولتی مانند معاون عمرانی استانداری و رئیس سازمان برنامه‌ریزی، با الفاظ فریبنده‌ای چون «حکمرانی پایدار» و «رضایت عمومی»، این طرح را توجیه می‌کنند؛ حال آن‌که برای مردم، این عبارات معنایی جز گرسنگی، بیکاری و خشم ندارند. تجربه مشابه در زابل، اکنون با همان فساد و سرکوب، به جنوب بلوچستان منتقل شده است.

مردم بلوچ این پروژه را نه راهی برای ساماندهی، بلکه ابزار غارت می‌دانند. ابزار سرکوبی که ساختارهای مافیایی را تقویت و نان هزاران خانواده را قطع می‌کند. در حالی‌که دولت هیچ چشم‌انداز شفاف یا جایگزینی برای این حجم بیکاری ندارد، تنها پاسخ به اعتراضات، سرکوب و بی‌اعتنایی است.

در غیاب رسانه‌های آزاد و نهادهای نظارتی مستقل، صدای مردم تنها با خشم و مقاومت بلند می‌شود. همان‌گونه که مخزن سوخت را به آتش کشیدند، در آینده نیز ممکن است با روش‌هایی دیگر، به این تحقیر سیستماتیک پاسخ دهند. نمایندگان اما، تا وقتی که دل در گرو میز و منفعت دارند، نه زبان مردم‌اند، نه پناه آنان؛ بلکه بخشی از سکوتی هستند که گرسنگی را قانونی و اختلاس را عادی جلوه می‌دهد.

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*