
✍ هدادات بلوچ
ترور مولوی «یوسف گرگیج» و واکنش فوری و شدید نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران، با وعده «انتقام» از خون او همراه شد؛ وعدهای که در ادبیات امنیتی جمهوری اسلامی نمیتوان آن را صرفاً یک اظهار تأسف یا موضع تشریفاتی تلقی کرد. کمتر از ده روز پس از این تهدید علنی، دکتر «حبیبالله سالارزهی»، از چهرههای علمی و اجتماعی برجسته جامعه بلوچستان، در شرایطی به قتل رسید که شواهد موجود از دخالت مستقیم برخی نهادها و افراد حکومتی در این ترور حکایت دارد. فاصله زمانی کوتاه میان این دو رویداد، ضرورت بررسی ارتباط احتمالی آنها را جدیتر میکند.
از منظر مطالعات امنیتی، اهمیت این رخداد تنها در حذف یک فرد خلاصه نمیشود؛ بلکه باید آن را در چارچوب الگوی هدفگیری نخبگانی بررسی کرد که دارای سرمایه اجتماعی، استقلال فکری و ارتباط مستقیم با جامعه خود هستند. اگر یک حکومت پس از کشتهشدن یکی از نیروهای مورد حمایت خود وعده انتقام بدهد و در فاصلهای کوتاه یکی از نخبگان مستقل و اثرگذار جامعه هدف قرار گیرد، بررسی ارتباط عملیاتی میان این دو رویداد ضروری است؛ بهویژه زمانی که نحوه اجرای ترور و شواهد مربوط به دخالت ارگانهای امنیتی نیز در کنار این همزمانی قرار میگیرد.
در چنین الگویی، هدف انتقام الزاماً فرد یا سازمان مسلحی نیست که در رویداد نخست نقش داشته باشد؛ بلکه ممکن است قربانی با هدف انتقال پیام به کل جامعه انتخاب شود. ترور دکتر سالارزهی، بهعنوان یک نخبه مردمی بلوچ، از این منظر میتواند فراتر از حذف یک شخصیت علمی معنا پیدا کند؛ یعنی نشان دادن اینکه برخورد امنیتی میتواند متوجه افرادی نیز شود که فاقد هرگونه فعالیت مسلحانه هستند، اما از نفوذ، اعتبار اجتماعی و ارتباط مستقیم با جامعه خود برخوردارند. در صورت اثبات سازمانیافتگی چنین عملیاتی، این اقدام میتواند کارکردی در جهت ایجاد هراس، کنترل اجتماعی و بازدارندگی در میان نخبگان و جامعه بلوچستان داشته باشد.
از اینرو، مسئله اصلی تنها شناسایی عامل مستقیم ترور نیست؛ بلکه باید مشخص شود چه نهادی دستور عملیات را صادر کرده، هدف از انتخاب حبیبالله سالارزهی چه بوده و این عملیات چه پیامی برای نخبگان و جامعه بلوچستان داشته است. این موضوع در حالی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هیچ جریان یا سازمان مسلح مخالف جمهوری اسلامی در بلوچستان مسئولیت ترور مولوی یوسف گرگیج را نپذیرفته است. بر همین اساس، یکی از فرضیههای قابل بررسی این است که قتل یوسف گرگیج میتوانسته بهانهای برای اجرای یک سناریوی امنیتی و فراهم کردن زمینه برای ارعاب و تسویهحساب با بخشهایی از جامعه بلوچستان باشد؛ سناریویی که در صورت اثبات، ترور سالارزهی را نه یک حادثه منفرد، بلکه بخشی از یک زنجیره امنیتی با هدف فشار بر جامعه و نخبگان بلوچ نشان خواهد داد.
Be the first to comment