از سایه قدرت مقدس تا افق شهروندی مسئول؛ چرا گذار از رعیت‌سازی شرط بقا و کرامت جامعه است

✍محمود بلوچ

در بسیاری از کشورها، رابطه مردم و حکومت بر پایه نوعی قرارداد تعریف شده است؛ ایده‌ای که فیلسوفانی مانند «جان لاک و ژان ژاک روسو» آن را صورت‌بندی کردند. در این نگاه، دولت نماینده موقت اراده عمومی است. قدرت امانت است، نه دارایی شخصی. هیچ مقامی قدسی نیست و هیچ فردی فراتر از قانون قرار نمی‌گیرد.

در تجربه تاریخی ما اما، الگوی غالب بیشتر بر محور شخص شکل گرفته تا نهاد. نام‌ها عوض شده‌اند، اما منطق ثابت مانده است: تمرکز قدرت در یک فرد یا حلقه‌ای محدود، و تبدیل مردم از صاحبان حق به تابعان صبور. در چنین ساختاری، حاکم بیشتر به‌مثابه قیم معرفی شده تا کارمند جامعه و مردم به جای مطالبه‌گری، به انتظار و امید بستن به منجی خو گرفته‌اند.

با این حال، ساده‌سازی تاریخ خطاست. هیچ جامعه‌ای یکسره رعیت نبوده و هیچ سرزمینی ذاتاً شهروندپرور نیست. حتی در مدرن‌ترین نظام‌ها نیز میل به اقتدارگرایی سر برآورده است؛ تجربه قرن بیستم اروپا و ظهور چهره‌هایی مانند «آدولف هیتلر» نشان داد که جامعه صنعتی و باسواد هم اگر نهادهایش تضعیف شود و ترس و بحران بر آن سایه بیفکند، می‌تواند به سوی تقدیس قدرت بلغزد. بنابراین مسئله نه جغرافیاست و نه ژنتیک؛ مسئله ترکیب فرهنگ سیاسی، امنیت اجتماعی و استحکام نهادهاست.

با این‌همه، یک ریشه مهم در ذهن شکل می‌گیرد. ذهنی که قدرت را مقدس بداند، ناخودآگاه در بازتولید استبداد مشارکت می‌کند. اگر هر بار به جای قانون به فرد پناه ببریم، چرخه منجی و ناامیدی تکرار می‌شود. تغییر چهره‌ها بدون تغییر منطق، تنها صحنه را عوض می‌کند نه نمایش را.

تولد «شهروند» از تغییر زبان آغاز می‌شود. به جای تکلیف، سخن از حق. به جای وفاداری به اشخاص، پایبندی به قانون. به جای امید بستن به قهرمان، ساختن نهاد. اما این تحول صرفاً ذهنی نیست. رسانه آزاد، دادگستری مستقل، انتخابات رقابتی و اقتصادی که به رانت قدرت گره نخورده باشد، بستر تمرین شهروندی‌اند. آگاهی بدون نهاد فرسوده می‌شود و نهاد بدون فرهنگ پاسخگویی تهی می‌ماند.

هیچ ملتی محکوم به «رعیت‌» بودن نیست. رعیت‌سازی یک وضعیت تاریخی است، نه سرنوشت محتوم. جامعه‌ای که خود را طلبکار حق بداند نه بدهکار قدرت، آرام‌آرام توازن را تغییر می‌دهد. در آن نقطه، حکومت از سایه قدسیت پایین می‌آید و به جایگاه طبیعی خود بازمی‌گردد: خادم قانون و پاسخگو به مردم.

شهروند ساخته می‌شود؛ با تمرین پرسشگری، با دفاع از قانون و با پذیرش این اصل ساده که قدرت از مردم برمی‌خیزد و باید به مردم پاسخ دهد. همین تغییر آرام در ذهن و ساختار، می‌تواند مسیر یک جامعه را از چرخه اطاعت به افق کرامت انسانی ببرد.

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*