
رسانک/ پنجمین روز از اعتراضات و اعتصابات در شماری از شهرهای ایران سپری میشود؛ اعتراضاتی که در برخی شهرها با درگیری، کشتهشدن معترضان و تشدید فضای امنیتی همراه بوده و همزمان دولت مسعود پزشکیان با اعلام تعطیلی در ۲۴ استان کوشیده اوضاع را کنترل کند و این در حالی است که در استانهای آرامتر این مسئله با زیرکی نادیده گرفته شده اما نمیتوان فشارهای انباشته اقتصادی و معیشتی در آنها را ندید.
در بلوچستان، ریشه بحران به سالها پیش بازمیگردد؛ جایی که دیوارکشی در امتداد مرزها، مسیرهای سنتی ارتزاق را مسدود کرد و زندگی هزاران شهروندی را که معیشتشان به مرز وابسته بود، از هم پاشید. با توجه به تبعات آن در قسمت شمال استان، این سیاست نهتنها متوقف نشده، بلکه با ادامه انسداد مرزها و کنترل شدید گذرگاهها، امکان هرگونه فعالیت اقتصادی پایدار را بیش از پیش محدود کرده است.
در کنار این وضعیت، نبود کارخانه، صنعت و هرگونه طرح جدی اشتغالزا، فشار را دوچندان کرده است. کشاورزی بهدلیل کمآبی و خشکسالی عملاً از بین رفته و بسیاری از شهروندان ناچارند برای کارگری راهی استانهای دیگر شوند؛ مسیری که اغلب با ناامنی شغلی، دستمزد پایین و تبعیضهای آشکار همراه است. تورم و گرانی نیز شرایطی ساخته که تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی برای بخش بزرگی از مردم به چالشی روزمره تبدیل شده است.
امروز وضعیت معیشت در بلوچستان به نقطهای رسیده که ادامه همین روند، چشمانداز فردا را تیرهتر میکند. تجربه نشان داده هر جا این فشارها نادیده گرفته شده، نتیجهای جز عمیقتر شدن بحران نداشته است. شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری با آنچه در دیگر شهرهای ایران جریان دارد پیوند خورده و روشن است که اگر این وضعیت تغییر نکند و واکنشی درخور آن شکل نگیرد، مسیر پیشرو برای مردم بلوچستان نه آسانتر، بلکه سختتر و محدودتر خواهد شد.
Be the first to comment