
رسانک/ استان سیستان و بلوچستان در شرایطی با موجی از ناامنی، کشتار شهروندان، جولان سارقان مسلح و قربانی شدن کودکان روبهروست که از نظر میزان حضور نیروهای نظامی، تجهیزات جنگی و یگانهای امنیتی، به یکی از نظامیشدهترین مناطق ایران تبدیل شده است. این وضعیت متناقض، در حالی رقم میخورد که بیشترین امکانات و زبدهترین نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در این استان مستقر هستند، اما ناامنی نهتنها کاهش نیافته، بلکه به شکل نگرانکنندهای در حال گسترش است.
در شهریور ماه ۱۴۰۴، جمهوری اسلامی ایران طرحی با عنوان «سرباز محله» را در بلوچستان مطرح کرد؛ طرحی که بر اساس آن، جوانان هر محله قرار بود از همان منطقه جذب شده و خدمت سربازی خود را در محل زندگیشان انجام دهند. این طرح در ابتدا با ادعای ایجاد امنیت محلی معرفی شد، اما با روشن شدن ابعاد پنهان آن از سوی جامعه و رسانههای بلوچستان، مشخص شد که هدف اصلی آن، ایجاد شبکههای مخبری، جاسوسی و کنترل اجتماعی در دل محلات است. همین آگاهی عمومی و واکنش منفی جامعه باعث شد این طرح با شکست مواجه شده و عملاً کنار گذاشته شود.
با این حال، شواهد میدانی نشان میدهد که پس از ناکامی این طرح، سیاستهای امنیتی به سمت ایجاد یا تشدید ناامنی سوق داده شدهاند. افزایش سرقتهای مسلحانه، تداوم کشتار و نبود امنیت برای شهروندان عادی در استانی که تحت شدیدترین نظارت نظامی قرار دارد، نمیتواند صرفاً به ضعف یا ناتوانی امنیتی نسبت داده شود. این روند، بیش از هر چیز، به ناامنیای سازمانیافته شباهت دارد که میتواند زمینهساز فشار روانی و اجتماعی بر مردم باشد.
مجموع این شرایط نشان میدهد که ناامنی فزاینده در بلوچستان میتواند بخشی از تلاشی حسابشده برای وادار کردن جامعه به پذیرش دوباره طرحهایی مانند «سرباز محله» باشد؛ طرحی که پیشتر به دلیل ماهیت تفرقهافکنانه و امنیتیاش از سوی مردم رد شده بود. در این چارچوب، تشدید ترس و بیثباتی به ابزاری برای تحمیل سیاستی تبدیل میشود که نتیجهای جز گسترش بیاعتمادی، ایجاد شکاف میان مردم و تضعیف بافت اجتماعی نخواهد داشت؛ سیاستی که هزینه آن را شهروندان عادی با جان و امنیت خود میپردازند.
اولین نفری باشید که دیدگاه مینویسد