دشتیاری؛ دست یک زن بلوچ پس از حمله گاندو در بیمارستان قطع شد

(هشدار: مشاهده تصویر ممکن است برای برخی آزاردهنده باشد.)

به گزارش رسانک، روز یکشنبه ۱۹ مهرماه ۱۴۰۵، «چنال آسوبار»، زن بلوچ اهل منطقه باهوکلات از توابع شهرستان دشتیاری در حوزه چابهار، هنگام مراجعه به منبع آب برای تأمین آب موردنیاز خود، مورد حمله گاندو (تمساح پوزه‌کوتاه) قرار گرفت و دست چپ خود را از دست داد. وی پس از انتقال به مراکز درمانی، به دلیل نیاز به امکانات تخصصی‌تر به استان کرمان منتقل شد و اکنون در یکی از بیمارستان‌های این استان بستری است.

این حادثه تلخ، بار دیگر فاجعه محرومیت مردم دشتیاری از دسترسی به آب آشامیدنی سالم و شبکه لوله‌کشی را آشکار کرده است؛ محرومیتی که ساکنان روستاهای منطقه را ناچار می‌کند برای تأمین ابتدایی‌ترین نیاز زندگی خود به هوتگ‌ها و منابع آب روباز مراجعه کنند؛ منابعی که به‌طور مشترک مورد استفاده انسان و حیوانات قرار دارند و برخی از آن‌ها زیستگاه گاندو، گونه بومی و ارزشمند تمساح پوزه‌کوتاه، هستند. در سال‌های گذشته نیز حمله گاندو به زنان و کودکان بلوچ در این منطقه، به قطع عضو و مرگ شهروندان منجر شده است.

در حالی مردم روستاهای دشتیاری برای دسترسی به آب آشامیدنی سالم با چنین خطراتی روبه‌رو هستند که بر اساس اطلاعات و گزارش‌های مطرح‌شده درباره مدیریت منابع آبی منطقه، بخش‌هایی از منابع و ظرفیت‌های آبی سدهای دشتیاری در اختیار شرکت ماهان، وابسته به سپاه پاسداران، قرار گرفته است. این وضعیت، پرسش جدی درباره اولویت‌های مدیریت منابع آب در بلوچستان ایجاد می‌کند: چگونه منابع آبی منطقه وجود دارند، اما مردم بومی برای تأمین آب آشامیدنی خود همچنان ناچارند جانشان را به خطر بیندازند؟

این فاجعه تنها نتیجه نبود آب لوله‌کشی نیست؛ بلکه نمادی از پیامدهای ساختار متمرکز و تبعیض‌آمیز اداره بلوچستان است. هنگامی که تصمیم‌گیری درباره منابع آب، زمین، معادن، زیرساخت‌ها و اعتبارات منطقه در ساختارهای متمرکز و دور از نظارت مستقیم مردم محلی انجام می‌شود، نیازهای اساسی ساکنان بلوچ در حاشیه قرار می‌گیرد. حاصل این سیاست‌ها را می‌توان در محرومیت از آب آشامیدنی سالم، کمبود امکانات درمانی، ضعف زیرساخت‌های جاده‌ای، مشکلات آموزشی، بیکاری گسترده و بهره‌برداری از منابع طبیعی بدون برخورداری متناسب مردم بومی از منافع آن‌ها مشاهده کرد.

انتقال چنال آسوبار از چابهار به کرمان برای ادامه درمان، خود نشان‌دهنده شکاف جدی در دسترسی به امکانات درمانی تخصصی است؛ همان‌گونه که مراجعه مردم به هوتگ‌ها برای تأمین آب، نشان‌دهنده ناکامی مدیریت منابع و زیرساخت‌های حیاتی در پاسخ‌گویی به ابتدایی‌ترین نیازهای ساکنان بلوچستان است. در چنین شرایطی، مردم نه‌تنها از امکانات و منابع کافی برخوردار نیستند، بلکه هزینه جانی و انسانی محرومیت‌هایی را می‌پردازند که مسئولیت رفع آن‌ها بر عهده نهادهای اداره‌کننده منطقه است.

از نگاه مردم بلوچ، پایان دادن به این وضعیت مستلزم تغییر بنیادین در شیوه اداره بلوچستان است؛ اداره‌ای که در آن مردم بلوچ و نخبگان بومی در جایگاه تصمیم‌گیرندگان اصلی درباره سرزمین، منابع، بودجه و آینده خود قرار داشته باشند. مدیریت محلی و پاسخ‌گو، با مشارکت واقعی مردم و نخبگان بلوچ، می‌تواند اولویت‌های منطقه را بر اساس نیازهای واقعی ساکنان تعیین کند و بهره‌برداری از منابع را در خدمت رفاه عمومی، توسعه زیرساخت‌ها و حفظ محیط‌زیست قرار دهد.

محرومیت دشتیاری از آب آشامیدنی سالم، مسئله‌ای محدود به یک روستا یا یک شهرستان نیست؛ این وضعیت بخشی از بحران گسترده توسعه و توزیع ناعادلانه امکانات در بلوچستان است. مطالبه آب سالم، درمان مناسب، آموزش، اشتغال و اختیار مردم در اداره سرزمین خود، مطالبه‌ای مشترک برای حفظ کرامت انسانی و پایان دادن به محرومیت‌های ساختاری است.

هیچ جامعه‌ای نباید برای دسترسی به آب آشامیدنی مجبور باشد جان زنان و کودکان خود را به خطر بیندازد. مردم بلوچستان حق دارند بر منابع سرزمین خود نظارت داشته باشند و در اداره امور منطقه و تعیین سرنوشت خویش نقش اصلی ایفا کنند.

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*


چهارده + 14 =