آیا جمهوری اسلامی ایران با خیزش‌های مردمی سقوط می‌کند؟

✍ ماهکان بلوچ

هیچ نظام سیاسی، به‌ویژه حکومت‌های اقتدارگرا، ابدی نیست. تجربه تاریخی نشان می‌دهد هر ساختار قدرتی که در شرایط مشخصی شکل می‌گیرد، در نهایت با بحران، فرسایش و امکان فروپاشی روبه‌رو می‌شود. با این حال، مسیر پایان حکومت‌ها یکسان نیست و به ترکیبی از عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی وابسته است.

جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه بارها با اعتراضات گسترده مواجه شده است. الگوی غالب در برخورد با این اعتراضات، اتکا به سرکوب امنیتی، بازداشت‌های گسترده و حذف فیزیکی معترضان بوده است. رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ و حجم بالای کشته‌شدگان، بار دیگر نشان داد که حاکمیت تمایلی به حل بحران از مسیرهای مسالمت‌آمیز ندارد و بقا را در اعمال زور تعریف می‌کند.

با این حال، تجربه جهانی نشان می‌دهد حتی خشن‌ترین حکومت‌ها نیز لزوماً با یک خیزش ناگهانی سقوط نمی‌کنند. بسیاری از نظام‌های اقتدارگرا در نتیجه فرسایش مشروعیت، بحران اقتصادی مزمن، شکاف در میان نخبگان حاکم، نافرمانی تدریجی بدنه اجرایی و تغییر موازنه‌های خارجی دچار فروپاشی شده‌اند. در این میان، اعتراضات مردمی معمولاً یکی از اجزای این فرآیند بوده‌اند، نه عامل یگانه آن.

در ایران، شدت سرکوب، هزینه اعتراض خیابانی را به‌شدت افزایش داده و امکان شکل‌گیری خیزش‌های میلیونی هم‌زمان را دست‌کم در کوتاه‌مدت، محدود کرده است. این امر نه به‌دلیل نبود نارضایتی عمومی، بلکه به‌دلیل نابرابری میان جامعه معترض و ماشین سرکوب رخ می‌دهد.

از سوی دیگر، تقلیل مسیر تغییر سیاسی به یک سناریوی واحد، چه خیزش صرفاً داخلی و چه مداخله خارجی، با واقعیت‌های تاریخی سازگار نیست. مداخله خارجی گاه به تضعیف حکومت‌ها انجامیده، اما در بسیاری موارد نیز به بی‌ثباتی و خشونت گسترده منجر شده است.

واقع‌بینانه‌تر آن است که گذار از جمهوری اسلامی به‌عنوان فرآیندی چندعاملی در نظر گرفته شود؛ فرآیندی که در آن اعتراضات مستمر، بحران‌های اقتصادی حل‌نشده، شکاف‌های درونی قدرت و تغییر شرایط بین‌المللی به‌تدریج توازن قوا را دگرگون می‌کنند. تاریخ نشان می‌دهد تغییر پایدار نه حاصل یک لحظه انفجاری، بلکه نتیجه فرسایش مداوم ساختار قدرت است.

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*