اعتراضات مردمی در ایران؛ همبستگی مردم از یک سو و سرکوب خشونت‌بار از سوی مقابل

✍🏻عبدالعلیم عزیزی

در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی ایران بارها نشان داده است که اعتراضات مردمی را نه به‌عنوان حق شهروندی، بلکه به‌عنوان تهدیدی علیه موجودیت خود تلقی می‌کند. نتیجه این نگاه، سرکوب گسترده، خشونت سازمان‌یافته و کشتار معترضان در نقاط مختلف کشور بدون تمایز میان مذهب یا منطقه جغرافیایی بوده است.

در موج اخیر اعتراضات، مردم از مناطق مختلف کشور با همبستگی و خواست مشترکِ حقوق اولیه، آزادی و کرامت انسانی به میدان آمدند. این اعتراضات که مسالمت‌آمیز آغاز شد، با برخورد خشونت‌بار نیروهای حکومتی مواجه شد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌ها و منابع مستقل، شمار قربانیان این سرکوب‌ها به هزاران نفر رسیده است. جوانانی که خواستار آینده‌ای بهتر بودند، با گلوله پاسخ گرفتند. این سطح از خشونت، نه یک واکنش مقطعی، بلکه بخشی از سیاست ساختاری حکومت در مواجهه با جامعه است.

قربانیان این سرکوب، فرزندان همین سرزمین‌اند؛ مردمی که درد مشترک داشتند و در کنار یکدیگر ایستادند. آنچه در بلوچستان رخ داد، جدا از سایر نقاط کشور نیست، بلکه بخشی از الگوی سراسری سرکوب معترضان در ایران است. سکوت در برابر این خشونت، به معنای عادی‌سازی آن است. همبستگی مردمی، تنها راه مقابله با چرخه سرکوب و جلوگیری از تداوم خشونت است. مردم ایران، در داخل و خارج از کشور، می‌توانند صدای یکدیگر باشند و اجازه ندهند مطالبات مشروع جامعه نادیده گرفته شود.

حاکمیتی که بر زور و سرکوب تکیه دارد، از خواست مردم فاصله می‌گیرد و مشروعیت خود را فرسوده‌تر می‌کند. آینده ایران در گرو احترام به حقوق شهروندان، پایان دادن به خشونت دولتی و اتکا به اراده مردم است؛ آینده‌ای که تنها با همبستگی سراسری و پافشاری بر حق، قابل تحقق خواهد بود.

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


*